پارت صد و ده

زمان ارسال : ۶ روز پیش



فصل 52
نیلوفر جیغ زد و گریه کرد:
ـ من مهد کودک نمی رم... می‌‌خوام برم پیش خاله مهشید.
ـ گفتم که رفته مسافرت!
ـ پس چرا به من نگفت می‌‌ره؟
ـ یدفعه‌‌ای شد مامان جون.
نیلوفر دوباره جیغ و فریاد کرد. عصبی شدم و سعی کردم به زور لباسش را تنش کنم. با حرص گفتم:
ـ حالا دیگه مهشید شده مادرت؟ اگه من جای اون می‌‌رفتم مسافرت، اینطوری می‌‌کردی؟
صدایش از زیر لباس که

910
152,465 تعداد بازدید
627 تعداد نظر
115 تعداد پارت

اطلاعیه ها :

مرضیه نعمتی : ۲ ماه پیش

توجه:
خوانندگان عزیزم رمان حسرت با هم بودن دو حالته ست.
یعنی هم رایگان هست هم وی آی پی.
اونهایی که می خوان پارت هارو هر شب بخونن می تونند با پرداخت حق عضویت عضو رمان شن و هر شب یک پارت رو دنبال کنند. (بین ساعت یازده و ربع تا یازده و نیم شب)
اونهایی که می خوان رایگان بخونن روزهای فرد بین یازده و ربع تا یازده و نیم شب یک پارت براشون رایگان میشه.

مرضیه نعمتی : ۲ ماه پیش

خوانندگان عزیزی که قصد خرید کتاب حسرت با هم بودن رو دارند به آیدی تلگرامم که در قسمت پروفایلم هست مراجعه کنند.

مرضیه نعمتی : ۲ ماه پیش


در همین اپلیکیشن دو رمان دیگر هم از من در حال پارت گذاری هست. آقای سر دبیر و بازگشت عاشقانه
هم رایگان هستند هم وی آی پی. در صورت تمایل مراجعه بفرمایید. خوشحال میشم نظراتتون رو در موردشون بدونم💞

توجه کنید :

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

شما هیچ پیامی ندارید