پارت شانزده :
جوابی ندادم و دوباره پیام داد:
"ماهی بِنال ببینم چه خاکی تو سرت شده."
نظرم عوض شد. خَر به این بیآزاری چه شباهتی به ماهان میتوانست داشته باشد آخر. پوف کلافهای کردم و برایش نوشتم:
"ماهان میفهمی چی میگم؟ میگم هیچی نشده، چرا نمیفهمی؟"
پیام را فرستادم و باز مردمکهایم چرخید و چرخید و روی گوسفند پشمالوی سفیدی که گوشهای کِز کرده بود ثابت ماند. کامل در خودش جمع شده بود
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آزاده دریکوندی
2ای بابا.... قدم نو رسیده مبارک🤣
۲ سال پیشHadis
2یذره با خودش فک نکرده شاید چون منطقه خونه هاش ویلاییه کنارش مزرعه و طویله هم داره و یکم نگشت ببینه اون دوتا کلید بدرد کجا میخوره صاف رفته ور دل گاو وگوسفندا جا خوش کرده🥴😂😂
۲ سال پیشپرنیا
0صب شه فقط بره من بجای اون همه تن و بدنم خارش گرفته از عکر حشرات توی طویله😖😖
۲ سال پیششبنم
1چرا نمیره اون دوتا کلیدرو امتحان کنه انگار نه انگار ۲۶ سالشه کمی تخیلی شده این قسمت
۲ سال پیش
فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان
شبهها😁 چشمش باید ببینه، بعد هم کانادا خرس قهوهای داره، کجا بره نصف شبی😂 قسمت ۱۷ میره امتحان میکنه😁
۲ سال پیشZarnaz
4اهایییی رمان خون ها بشتابید بشتابید یه رمان طنز محشر اینجا هست بیاید بخونید کلی بخندید ولذت ببرین به جمع ما بیاین😍🤗هرکس موافق لایک کنه🙃❤️
۲ سال پیشاکرم بانو
0همه حیووناش یه طرف،ولی موش آخه؟😢😢
۲ سال پیشریحآن
0خدااا موش واقعا افتصاحه ولی هرچقدر از قدرت طنز نویسی تون تعریف کنم کم گفتم فوق العاده س فقط اونجایی که گف مردک هوای هم نژاد های خودش(***) رو داره😂😂😂
۲ سال پیشفاطمه ❤️
1به خدا به خاطر این موشه کلی چندشم شد آخه عزیزم عذاب الهی بهش دادی حالا بیچاره یه کم 😁لجباز هست ولی واقعا موش دیگه زیادی بود براش🥴 ممنون فاطمه جان برای پارت هدیه 💜💜💜
۲ سال پیشحنانه
2این شب چرا صبح نمیشه
۲ سال پیشساناز
1🤎💜🤍💛🩵💚💙🧡❤️🩶
۲ سال پیشZarnaz
2دستت درد نکنه فاطمه عزیزم ❤️عالی بود مرسی 💋کلی با رمانت عشق میکنم مرسی مهربونم ❤️❤️
۲ سال پیشساناز
1🩶❤️💙🧡💚🩵💛🤍💜🤎
۲ سال پیشZarnaz
1وایییی این تیزری که گذاشتی یعنی اینکه ماهان زنگ میزنه به ماهی و می فهمه طویله بهش دادن🤭🤭اون موقع قیافه ماهان دیدنی 🤣😁
۲ سال پیشسهیل
3الهی بمیری نیما😂😂 بیصبرانه منتظر پارت های بعدی هستیم عزیزم خداقوت
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مسعود
0آخرش چی میشه 😅