پارت یک :

مقدمه:
جایی در اعماق اقیانوس...
در انتهای عمیق‌ترین اقیانوس جهان و...
در پر فشارترین جای زمین...
من خود را از دست داده بودم.
من به منی هیچ مبدل شده بودم.
من به کسی پوچ تبدیل شده بودم.
من را تو به خود برگرداندی...
تویی که خالق هرچه هست و نیستم و هستی...

با احترام، به اطلاع شما می‌رسانیم که این رمان به پایان رسیده است و بنا به درخواست نویسنده، به منظور چاپ یا ویرایش، از دسترس خارج شده است و دیگر امکان مطالعه ی آن وجود ندارد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • تمنا

    0

    سلام من تازه امروز میخوام داستان رو شروع کنم اسم وسوسه کننده ای داره به نظرم داستان دارک و پر فراز و نشیبی بشه پیشاپیش از زحمت نویسنده جان ممنونم

    ۱ سال پیش
  • حانیه

    0

    ممنون از نویسنده عزیز خدا قوت😊

    ۱ سال پیش
  • آوا

    0

    عالیه به نظرم

    ۱ سال پیش
  • عروسک تنها

    0

    عالی بود ممنون از نویسنده .

    ۱ سال پیش
  • معصومه

    0

    سلام من نظر ی ندارم فعلاً

    ۲ سال پیش
  • معصومه

    0

    سلام من نظر ی ندارم فعلاً

    ۲ سال پیش
  • منصور

    0

    هنوزتمومش نکردم بایدخوب باشه

    ۲ سال پیش
  • رامش

    0

    خوبه

    ۲ سال پیش
  • Baran

    0

    خوبه

    ۲ سال پیش
  • سارا

    0

    خوب

    ۲ سال پیش
  • اکرم بانو

    0

    بنظرجالب میاد

    ۲ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    حاجییی چهه قشنگگ بودد مقدمهه شش

    ۲ سال پیش
کپی شد!