گیلدا به قلم مرضیه اخوان نژاد
پارت سیصد و چهل و هشتم :
اینطور که پیداست شب قبل هم تبدیل شده. ولی این تبدیل شدن در اوج هوشیاری بوده یا بیهوشی، اطلاعی نداشت. تنها چیزی که توجهاش را جلب کرده بود، این بود که خبری از آن خوی وحشگیری در زمان تبدیل شدنش به انسان نبود. دیگر حتی سنگینی آن موهای زمخت را روی پوست صورت و بدنش حس نمیکرد. همان موهایی که بیرویه رشد میکرندد و به او میفهماندند فرصتی برایش نمانده تا انسان بودن را حفظ کند. هر روزی ممکن ا
لطفا صبر کنید...
