گیلدا به قلم مرضیه اخوان نژاد
پارت سیصد و چهل و ششم :
فریادهای دردمندش در آخرین دقایق هوشیاریام در مغزم اکو شد. حدس اینکه چه اتفاقی افتاده، سخت نبود. اما من به شکل بیمارگونهای امید داشتم که تمام ذهنیتم اشتباه باشد. اهورا زخمی بود، ولی او یک خوناشام بود. آن هم نه یک خوناشام معمولی، یک خوناشام دویست ساله. هزار برابر بیشتر از من و بنیامین قدرت داشت. او میتوانست، میتوانست با باربد مقابله کند. اهورا آنقدر ضعیف نبود که مقابل باربد کم بی
لطفا صبر کنید...
