اولویت اول به قلم سعیده براز
پارت هفتاد و پنجم :
ـ این حرف ها رو نزدم که حرص بخوری بچه. برو خونه حواست به دایی و زن داییت باشه. خودتم خوب استراحت کن، فردا از ظهر می تونی بیای اینجا پیشش. اصلا براش یه غذای خونگی خوشمزه بپز، می دونی طاها چقدر شکموئه، امروز با مزه کردن غذای بیمارستان کلا روحیه اشو باخته بود.
با حرف های امین قانع می شوم، الحق که مدیریت بحرانش عالی بود، یک جوری تنها با من، دایی و زن دایی حرف زد و قانعمان کرد که دیگر هیچ کدا
لطفا صبر کنید...
