آفاب به قلم مهتاب جهان فر
پارت هفتم :
پشت میز نشسته و تکانهای مداوم پاهایش، نشان از شدت اضطرابش می-داد. برای بار هزارم دستش را مقابل صورتش گرفت و به صفحهی مستطیلی شکل ساعتش خیره شد. دیر نکرده بود اما طاقت او کمتر این بود که توان انتظار کشیدن داشته باشد.
نگاهش که دوباره سمت خیابا ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
