آفاب به قلم مهتاب جهان فر
پارت هشتم :
_ خب انگار صحبتامون خیلی زود وارد مسیر اصلی شدن. اگه اجازه بدین من از همین اول...
آرمین بیتوجه به برداشت اشتباه او، بازدمش را عمیق بیرون داد و زمزمه کرد:
_ راحت باشین.
پروانه با نیم نگاهی کوتاه به صورت درهم او، دکمهی ضبط را فشرد و ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
