پارت صد و نود و هشتم :

جدیت لحن بیانم را حذف که نکردم هیچ، بلکه آن را بیشتر کردم تا حنا خوب متوجه قاطعیتم شود.
- اون برای زمانی بود که من فکر می‌کردم داری بخاطر من این بلا رو سر خودت می‌آری، بخدا بلاست، به نظرت من اجازه می‌دم که تو خودت بشی بلای جون خودت؟
دستم روی فرمان قرار گرفت.
- فکر رفتن رو از سرت بیرون کن. اونم به طور کامل ...
خواستم ماشین را به حرکت درآورم که حنا عصبی گفت:
- من می‌رم، تو نم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!