معصومیت از دست رفته به قلم فرگل حسینی
پارت سی و هشتم :
*
فرهان کنار تخت لیلا نشست.لیلا به پهلو پشت به فرهان خوابیده بود.
_لیلا چرا اینجوری میکنی،باید یه چیزی بخوری!
با اشاره چشم به کاملیا که چند متر آن طرف تر ایستاده بود ،فهماند که بیرون برود.کاملیا اطاعت کرد واز اتاق خارج شد.فرهان دستش را روی شانهی لیلا گذاشت...
_برگرد نگاه کن ،چه چیزای خوشمزهایی هست...
لیلا اشتهایی نداشت به علاوه معدهش هم چند روزی بود بهم ریخته ب
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نیاز
0بسیارعالی قلمتان مانا
۲ سال پیشهستی
0خوب بود داره جالب میشه
۲ سال پیشدنیز
0به نظرم لیلا و مشاهیر بهم نمیرسن و فرهان هم عاشق لیلا شده!اما اینکه چه اتفاقی می افتاد در آینده.......خیلی دوست دارم بدونم. مچکرم فرگل جان.
۲ سال پیشZarnaz
0عالی بود مرسی فرگل جونم ❤️😍بابت عکس های شخصیت ها هم ممنون خیلی عالین😍لیلا خیلی خوشگله 😍یعنی فرهان عاشق شد🤔
۲ سال پیشساناز
0💙💜❤️💛🩶🩵🤍🧡💚🤎
۲ سال پیشHadis
0دلم برای فرهان هم میسوزه در ادامه چی قراره بشه... یه جوری عکس گذاشتی که انگار لیلا تهش به ماهیر میرسه اما به نظرم اینجوری نمیشه
۲ سال پیشاکرم بانو
0وااای عکساشونو....حیف ماهیربا اون اقایی ،باشخصیت،خوش تیپ نبود؟چیه اون بچه سوسول
۲ سال پیشساناز
1عکس های خیلی مناسب با شخصیت گذاشتی وقد لطفا اگر بشه میشه برای فرهانم یک زوج بزاری آخه دلم خیلی براش میسوزه لطفا
۲ سال پیشر
1وای وای وای چی شد نمیخوام از دست بدم.عالی لایک داری فرگل جون حالا من چجوری دو روز صبر کنم ،فرگل جون هدیه نمیدی؟پارت میخوام
۲ سال پیشانا
1فرهان عذاب وجدان گرفته یا عاشق لیلا شده؟
۲ سال پیش...
1بیچاره لیلا:)
۲ سال پیشنهال
0خیلی بموقع و باحال بود لیلا گفت خخخخفه شو خوشمان امد 😁
۲ سال پیشم.ر
1اوه فرهان عذاب وجدان گرفته🤔🤔🤔
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مادمازل
1لیلا ،گاگول جان، کاش این دریده بودن ها و حرف و فحش هارو سر مامانت واشتی 😒هرچی سرت اومد حق ات بود تا دیگه بی زبون و احمق نباشی. همین مونده حامله هم بشی. لیلا واقعا احمقه کجا بری؟ چیکار بکنی؟ فرهان خیلی آدم باشه فوق اش عقد ات کنه🤦🏻 ♀️چطور فرهان یهو اینقدر بچه مثبت شد؟😒 امیدوارم لیلا با فرهان بمونه