پایلوت به قلم سمیرا حسن زاده
پارت صد و نود و دوم :
اگر میرفت خانهی وجودم ویران میگشت و همانند روحی سرگردان میمانندم.
غمگین بود، از لحن بیانش فهمیدم.
- باید برم. مواظب خودت باش.
برای این عشق باید کودتا میکردم وگرنه میباختم. همه چیزم را میباختم.
با هزار جان کندن بی توجه به حضور راننده از میان بغض تلخ جاخوش کرده در گلویم با لحنی عاشقانه نالیدم:
- من نفس نفس تو رو نفس کشیدم، نمیتونی بری، این حق من نیست، حق من نی
مطالعهی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
