پارت صد و نود و دوم :

اگر می‌رفت خانه‌ی وجودم ویران می‌گشت و همانند روحی سرگردان می‌مانندم.
غمگین بود، از لحن بیانش فهمیدم.
- باید برم. مواظب خودت باش.
برای این عشق باید کودتا می‌کردم وگرنه می‌باختم. همه چیزم را می‌باختم.
با هزار جان کندن بی توجه به حضور راننده از میان بغض تلخ جاخوش کرده در گلویم با لحنی عاشقانه نالیدم:
- من نفس نفس تو رو نفس کشیدم، نمی‌تونی بری، این حق من نیست، حق من نی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!