شدو به قلم ملیکا کمانی
پارت هشتاد و پنجم :
نفسی بیرون داد و به بازی دیانا خیره شد. نگاهش بند موی طلایی اِلسایی بود که روی زمین افتاده بود، اما ذهنش عمیقا درگیر بود. اقامتی که قرار بود هفت روز باشد، به خواست همایون به روز دهمش رسیده بود و ساحل از همین حالا نگران چهار روز دیگر بود که این روزشمار به سر میرسید و مجبور میشد دایانا را به تهران برگرداند. فکر همهجایش را کرده بود و برای دقیقه به دقیقهی پس از رسیدن به تهرانش برنامه داشت
مطالعهی این پارت حدودا ۲۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟
سلام عزیزم. من ملیکا کمانی نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارتهاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمانهای كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.
سروه
1امین همون حمیده(آرش) چون اونجا که فهمید کیارزم پلیسه وقتی خودش و گم کرد و اسمش رو یادش رفت یکی از اسم هایی که گفت امین بود پس همه ی قتل های دراکولا با امضا نبوه و همشونم روسپی نبودن چندیت قتل هم داشته که کسی نفهمیده کار دراکولاست خدایا چه راونیه این
۸ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
وقتی شدو چاپ شد، یه پیام بده بهم خودت رو معرفی کن تا یه جلد رمان برای این تحلیهای دقیقت تقدیمت بشه عسلچه😍👏🏻❤️ ماشاالله دختر باهوشم🌹💋
۸ ماه پیشثریا
2امین همون آرشه؟؟
۱ سال پیش...
1دراکولاعه.
۱ سال پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
نمیدونم کههه👀
۱ سال پیشپگاه
1فدات
۲ سال پیشکراشم دراکولا- آذر
2ملیکاجون چطوره رمان بعدیت درمورد دیانا باشه با یه ژانر مافیایی عاشقانه؟
۲ سال پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
ای جوونم اینم نظر قشنگیه😍💋
۲ سال پیشآذر
3حس میکنم این عمو امین آرشه
۲ سال پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
نمیدووونم اطلاعی ندارم👀😅😁
۲ سال پیشپگاه
1مثل همیشه هم عالی بود و هم پر کشش و منو برای قسمت های بعدی هیجان زده کرد.
۲ سال پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
عزیزدلمی خب خداروشکر لایق نگاهت بود🥹❤️💋
۲ سال پیشSarina
1من که اصلا اهل گریه و بغض نیستم سر این پارت بغضم گرفت 🥺🤧 راستی خیلی خوشحالم که حالت بهتر شده ملیکا جونم 🥰😘
۲ سال پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
آخدااا خب من قربون قلب مهربون شما برررم🥹❤️ ببخشید💕💋
۲ سال پیشآذر
1پارت خیلی قشنگی بود💖 ملیکا مگه پارتگذاری سه شنبه ها نیست؟
۲ سال پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
قربونت برم من اره عزیزم سهشنبههاست؛ اگه یه درصد نرسم تا پنجشنبه میذارم🥹❤️
۲ سال پیشساره
2منی با این پارت مثل ساحل گریه کردم:) عالی بود قشنگ میتونی با شخصیتات ارتباط بگیری اولین باری بود ک باهاش گریه کردم:) خیلی اون قسمت ک ویس های دریا رو میشنوه دردناکه دردناک ترش وقتیه ک به دریا ویس می
۲ سال پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
وای باورت میشه خودمم بغضی شدمم؟ کلا از دست دادن عزیز خیلی سخته🫠❤️ مرسی که خوندی خوشگل من😍💋
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فخری
0واقعا خیلی ناراحت کنندست که آدم واسه خواهر از دنیا رفتش پیام بده در صورتی که اون دیگه تو این دنیای فانی نیست.طفلی ساحل ممنون از رمان خوبت ملیکا جون قلمت مانا عزیزم💚🍀💚🍀💚🍀💚🍀