پارت صد و پانزده :


تا وقتی که سید بیاید ماهی در لاک سکوت فرو می‌رود. دیدار پدر و دختر دیدنی است وقتی ماهی به سمت سید پرواز می‌کند و سید با چشمانی از حلقه اشک ماهی را نگاه می‌کند.

سید نگاهی خریدارانه به ماهی می‌اندازد.

- دختر بابا چطوره؟

ماهی که ستاره باران چشمانش دل هر بیننده‌ای را می‌برد، با نازی که تا حالا در صدایش سراغ نداشته‌ام؛ جواب می‌دهد.

- با داشتن شما مگه می

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • شکوفه

    2

    واقعا از نویسنده عزیز ممنونم قلبم اکلیلی شد

    ۱ سال پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    عزیزم

    ۱ سال پیش
  • ??

    1

    مرسی برای پارتا مثل همیشه عالیبود❤❤👏👏👏💋

    ۱ سال پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    سلامت باشین

    ۱ سال پیش
  • فاطمه

    0

    دمت گرم سید لطفا یه پدر مثل سید..🙂

    ۱ سال پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    عزیزم

    ۱ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!