بال های زخمی به قلم حانیه باصری
پارت هشتم :
شتابان از مطب دکتر خارج شدم و به سمت ماشینم حرکت کردم، دیرم شده بود و هنوز به روال جدید زندگی ام عادت نکرده بودم.
سوار ماشین شدم
بدون اینکه کمربندم را ببندم سویچ را چرخاندم و روشنش کردم
دستم را روی فرمان ماشین گذاشتم و از آین ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

خ
0جالبه