پارت هفتاد و سوم :

آسمان چون غمگینی از عزا در آمده لباس سیاه از تن بیرون می‌کشد.صدای خروس همسایه‌ای میان کورسوی روشنای صبح، سکوت را در هم می‌شکند.از اتاق تنها صدای نفسهای آرام مهرآئین به گوش می‌رسد و از بیرون اتاق صدای کشیدن شدن غلتک رنگ بر روی دیوار.حس عجیب مهرآئین اینبار او را ترسانده است.تمام وقایع خوانده شده از پیام جک گوشه‌ای تاریک از خوابهای دور اوست زمانی که در کانادا بود.چرا باید چیزهایی ببیند

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۰۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Aa

    0

    👏🙏🌺

    ۲ سال پیش
  • سمیه هرمزی | نویسنده رمان

    ❤️

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    1

    💙🩵🩶💚💜💛❤️🧡🤎🤍

    ۲ سال پیش
  • سمیه هرمزی | نویسنده رمان

    ❤️

    ۲ سال پیش
کپی شد!