پارت صد و هشتاد :

بی هدف و با سرعت خیابان‌ها را وجب به وجب دور می‌زدم، از کنار ساحلی که همیشه اغلب اوقات با کوروش آن‌جا می‌رفتیم که می‌گذشتم میلی عجیب مرا به آن سو کشاند. راهنما زدم و به آن سمت راندم، قبل از ورودم به ساحل از دور ماشین کوروش و خودش را که به کاپوت آن تکیه داده و به دریای پیش رویش نگاه می‌کرد را که دیدم، با عجله پا روی ترمز گذاشتم و ماشین را خاموش کردم تا او متوجه حضورم نشود.
نگاهم معطوف

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۶۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!