پارت هشتاد و ششم :
حسام که استرس و سر در گمی پدر و دختر را دید، ترجیح داد خودش سر صحبت را باز کند و با لبخندی تصنعی لب باز کرد:
- نیهان دیروز تا حالا که فهمیده شما رو پیدا کردم، کلی سؤال تو ذهنش جمع شده، دلش میخواد بیشتر از شما بدونه! مهمترین سؤال هم اینه که چرا شما با خانوادتون زندگی نمیکنید؟!
لبخند سیاوش از لبانش محو شد و سر به زیر انداخت، لب زد:
- توضیحش طولانی و البته سخته! میگم بهتون.
نیهان
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
صدف
17میخوام بدونم تو این مدت چه جوری نیهان حامله شد😵😵 اخه مهسا عزیزم حرفا میزنیا😶😒😐😮
۵ سال پیش،،،
4شاید مهسا فکر کرده که وقتی حسام واسه نیهان تولد گرفتع بعد نیهان با حوله امده جلوی حسام و فردا شروار نداشته فکر کرده نیهان حامله است اما وقعان انتضار نمیرفت که اینجوری شه واقعان هیجانی شدعالی 😋😋😋
۵ سال پیشنگین
12مهسااااا تو رو خدا از اون مغز فندوقیت انقدر کار نکش اخه تو دیدی ادم تو ۲ و ۳ روز حامله بشه تازه بچه هم تشکیل بشه من با صدف موافقم ولی تو رو خدا بگو چند نفره فکر کردی 😒😒😒😒😒😒😐😐😐😐😵😵😵😵😵😵
۵ سال پیشMahsa
7اول اینکه موادب باش و احترام خودتو نگاه دار دومن که داریم میگیم رمان تویه رمان هم هرچیزی ممکنه پیش بیاد بعدشم فقط من نبودم که گفتم حامله میشه خیلیایه دیگم بودن که اگه توجه کنی میبینیشون😑😑😑
۵ سال پیشنگین
3حقیقت تلخه مهسا جونم ایشششه
۵ سال پیشFatemeh
6بنظرم طوبی و طاهر خواهر و برادرن و ب دلیل شباهتشون بود ک هرکی حسام و میدید فکر میکرد پسرشه، پس طوبی همسایه ی سیاوشم هست و شاید عاشق شدن ولی خانواده هاشون موافقت نکردن و... ولی آخرش ب هم رسیدن:/
۵ سال پیشرومینا
16گناه پدر رو به پای فرزند نوشت از چنین آدم هاییی متنفرم 😏😏😏😏
۵ سال پیشnasrin
13به نظرم نیهان باید بره حلقه اش یا گوشی اش رو بفروشه و با پولش چند روزی رو تو هتل بمونه و از حسام دور بمونه تا اقا حسام بفهمه بدون نیهان هیچی نیست و بیخودی عقده اش رو سر نیهان خالی نکنه. مرسی نویسنده
۵ سال پیشزینب
5عالی بود و منتظر پارت بعدی هستم 😙😌
۵ سال پیشمن
10فکر کنم نیهان حامله باشه وحسام بیاد دنبالش باحال میشه💋
۵ سال پیشراحیل یع دهه هشتادی
10نظرات رو خوندم ولی فک نمیکنم سر این قضیه جدایی پیش بیاد فک کنم سر قضیه مهراد جدا بشن. این پارت یکم غمگین بود😢
۵ سال پیشریحانه
13آخه قضیه مهراد که چیز جدی نبود تازه کمکشونم کرده فک نکنم سر قضیه اون جدا شن
۵ سال پیشراحیل یع دهه هشتادی
9چرا من میگم طی یه ماجرایی ندا یا ارش یا مهراد برای نیهان پاپوش درس میکنن بعد حسام فک میکنه که نیهان خیانت کرده و....
۵ سال پیشراحیل یع دهه هشتادی
13هورررااا حال فهمیدمم چون که مادر حسام ووپدر نیهان با هم ازدواج کردن نیهان میشه خواهر خوانده حسامو البته زنش هووووررراااا همش نگران بودم که ماجرا و نقش اصلییییییی هستی باشه
۵ سال پیشسارا
14اگه قرار بر حامله شدن نیهان فکر کنم چند مدت بگذره مادر خونده حسام باهاش صحبت کنه و اون جای خالی نیهان رو حس کنه بعد بره دنبالش ببینه پخخخخخخ نیهان حامله است خخخخ😐😂
۵ سال پیشسحر
8خیلی قشنگه رمانش واقعا عالییییه👌❤️ کاش حسام اینجوری نیهان رو ول نمیکرد 😭😭 تا پارت بعد که من دق میکنم😩😩😩😩😩
۵ سال پیشمانیسا
19حسام چقد بیشوره که بخاطر اینکه نیهان دختر سیاوشه ازش متنفره و زود قضاوت میکنه،این عاشق بودنش بود؟؟
۵ سال پیشمریم
10نههههه جیغغغغغغ مامااااااان آخه چرا ادمو میزازی تو خماری بابا دارم از کنجکاوی دق میکنم 😐😑😶😫😫😫😫😫😖😖😖😖😖😞😞😞😠😠😠😡😡😡😰😰😰😰ولی داستانش قشنگه این طور که معلومه👌👌👌👌👌
۵ سال پیشسحر
11نیهان بیچاره اون چه تقصیری داشت که حسام ولش کرد😔 اونکه اولین بار بود باباشو دید اونم با اصرار خود حسام..باید حرفهای سیاوش رو گوش می کرد یا زود عشقشو بخاطر یه آدمی که تا حالا ندیده بودتش ول نمیکرد☹️
۵ سال پیشSayna
11مردک عوضی احمق گاو نره *** عوضی ایشالله خدا ازش نگزره هر چقدم ک سختی کشیده باشه حق نداشت ی همچین زر مفتی بزنه ! زبون روزه دهن آدمو وا میکنن***
۵ سال پیشفری
2یعنی باید از هم جدا بشن چون پدر مادرشون باهم ازدواج کردن الان یعنی ازدواجشون باطله؟؟
۵ سال پیش...
3نه
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Mahsa
27به نظر من نیهان تصادف میکنه بعده تصادفش میفهمه حامله بوده که بچه سقط شده با ضربه ماشین بعد حسامم پشیمون میشه ولی هرچی که بشه بازم رمان عالیه ممنونم از نویسنده