پارت هشتاد و هشتم :

آنقدر از دست آرش عصبانی بود که اخم‌آلود به بیرون خیره شد و تا رسیدن به خانه، حرفی نزد. ماشین که در نزدیکی خانه‌شان متوقف شد، همان‌طور بی‌حرکت نشسته بود. آرش سمتش چرخید و گفت: قصد پیاده‌شدن نداری؟ سر کوچه‌تونه ها!
مهوا بی‌آنکه نگاهش کند، گفت: پیاده‌شو مانتو بپوشم، میرم.
آرش سرش را روی شانه خم کرد و با لبخند جواب داد: باهوش... برو تو خونه عوض کن. بعدشم حالا اینو بعدا هم میشه بهم ب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • آمنه

    1

    این بدبخت از زمین واسمون براش سنگ میباره بدبختی اون کم بود عروس تازه اومده تهمت میزنه

    ۱ سال پیش
  • م.ر

    0

    😮 💨😪بیچاره حنانه کی میخواد قبول کنه خدا میدونه

    ۲ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    خیلی سخته قبولش... 💔

    ۲ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    ممنون از همراهیت♥😘🥰

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    3

    نمیدونم چراخندم میگیره ازکاری که حامی باحنانه کرده🤭

    ۲ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    😂😂🤭

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    3

    نگارجون توروخدابگوکی قراره مهواوارش بخت برگشته به ارامش برسن تاایناباهم خوب شن من موهام رنگ دندونام شده😁ارش ولی اشتباه کردچیزی به مهوانگفت مهوابفهمه ارش چی کارکرده خیلی بدمیشه دلم بحال مهوامیسوزه😭

    ۲ سال پیش
  • Ftm

    2

    عاره منم همینطور کم کم موهام داره سفید میشه ای خدا😟

    ۲ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    نمی‌دانم... اطلاعی ندارم... 😁🤭

    ۲ سال پیش
  • مریم گلی

    2

    برای حنانه هنوز سخته کسی به آرش نزدیک بشه ،من فکر می کنم هنوزم توی ذهنش به آرش فکر میکنه ،وای چقدر اینجور ازدواجها که از روی علاقه نیست سخته ،خدا از پدر ومادر حنانه نگذره ممنونم نگار جون ♥️🌹

    ۲ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    درسته، علاقه هیچوقت به اجبار به‌وجود نمیاد. ممنون عزیزم که همراهم هستی و کامنت میذاری😘♥😍🥰😘♥

    ۲ سال پیش
  • Ftm

    6

    پس بالاخره حامی و حنانه زن و شوهر شدن اصلا انتظار نداشتم بابا چقد زود👀😐😂فک کردم حالاحالا هاخبری نیس این پسره چی بوده خبرنداشتیم

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    4

    توهم مثل من خندت گرفت انتظارشونداشتیم به این زودی اونم روز روشن.نه به جنتلمن بازی شب اول عروسی نه به امروز 😂

    ۲ سال پیش
  • Ftm

    3

    ارهه این به ارش گیر میداد سرمهوا 😂👀آب زیرکاه .آرش خیلی بهتر از اونه اگه زوری با مهوا ازدواج میکرد هم همچین کاری نمیکردجنتلمن بازیه نقش اصلیاس دیگه😁😂❤️🦋

    ۲ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    پارت جدید... صحبت‌های حامی🤭🥰

    ۲ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    شایدم نشدن😁

    ۲ سال پیش
  • م

    2

    کاش به مهوا می گفت،اینجوری ممکنه حتی مهوارو بدزدن برای فیلم جدید آرشم سرکاره نمیتونه مواظبش باشه

    ۲ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    چه لذتی می‌برم از این‌که با دقت می‌خونید و حدس می‌زنید در مورد اتفاقات... ممنونم😘🥰😍😘♥

    ۲ سال پیش
  • Ftm

    2

    نکنه آرش میخاد به بهانه فیلم گرفتن مچشونو بگیره؟🧐🤔بازم دلیل نمیشه به مهوا نگه که مشکوکه برام

    ۲ سال پیش
  • هدی

    0

    اره بنظرم همچین نقشه ای داره ولی کاش با مهوا هماهنگی میکرد😅

    ۲ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    بزودی ماجرا روشن میشه😜🥰😍😘♥

    ۲ سال پیش
  • Ftm

    2

    نگارجون پارت هدیه پلیز🙂😬👻🙊🙈💖🤗

    ۲ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    پارت امروز رو زودتر می‌ذارم، پارت هدیه شرط داره که تو اطلاعیه میگم😉😘😘

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    1

    🤎🧡💛💜💚🩶🤍🩵💙❤️

    ۲ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    ساناز مهربونم🥰♥😍😘

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    1

    حنانه ارششش پررر😉زمانی که باید پافشاری میکردی نکردی الانم بکش🥴عالیییی بود مرسییی نگارجونم ❤️❤️خسته نباشی عزیزم خیلی خیلی پارت ها چسبید ❤️💋

    ۲ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    نوش نگاهت عزیزم... مرسی از اینهمه انرژی 🥰😍😍😍😘😘😘

    ۲ سال پیش
  • هدی

    0

    آرش کاش به مهوا میگفت واااای دردسر تو راهه

    ۲ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    دردسر... و هیجان😱

    ۲ سال پیش
  • هدی

    0

    من گفتم الان یکی موقع عوض کردن لباس عکس میندازه نگا بدترش شد🫢

    ۲ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    3

    بچم آرش هرچی باشه نامردنیست گفتم که بدونی خیلی هم اقاست فکرایی داره بعله😂🤣

    ۲ سال پیش
  • Ftm

    3

    خداکنه راس گفته باشی وگرن بچت میمیره😂🔪

    ۲ سال پیش
  • Ftm

    2

    چرا هیچی به مهوا نگفت نکنه راستکی میخاد فیلم بگیرن ازش جریان چیه🤨🧐اگه بدونم برعلیه مهوا باشه روزگارشو سیاه میکنم 😠😡🔪🏹

    ۲ سال پیش
کپی شد!