پارت هفتاد و نهم :

مهوا به فکر فرو رفت و لحظه‌ای بعد، سرش را آهسته به طرفین تکان داد.
- نه... هیچ‌وقت نشد وقتی برمی‌گردم خونه، متوجه یه همچین تغییراتی بشم!
- در خونه رو همیشه قفل می‌کردی؟
مهوا بلافاصله سر جنباند.
- آره، همیشه. به‌خصوص در ورودی سالن که از این در آهنی قدیمیا بود، قفل کتابی می‌زدم.
آرش تکیه‌اش را به صندلی زد و نفسی بیرون داد.
- پس کلید داشته! خیلی شیک و تمیز اومده کارش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۰۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • آمنه

    0

    چرا مردها همیشه فکر می کنند باید خودشون تصمیم بگیرن وقتی که خودش میگه با مادر زندگی کن چرا حالا که مهوا نمیره اون میخواد عبرتی بشه راستی اون گفت مادر وحامی خوب اون زمان حامی دستگیر بود یعنی ممکنه مادرش باشه اما این هم شدنی نیست آخه مادر غیر ممکنه

    ۱ سال پیش
  • مریم گلی

    1

    واقعا داستان چقدر معمایی شده ،حتی نمیتونم حدس بزنم که کار کی میتونسته باشه ،مثل همیشه جذاب و قشنگ ،ممنونم نگار جون ♥️🌹

    ۲ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    خواهش می‌کنم مریم جون... ممنون از همراهی و انرژی شما 😘♥😍😍♥😘

    ۲ سال پیش
  • Ftm

    1

    گفته بازی بدی شروع کردی پس شاید امیر هنوز زنده باشه 😍😍😍😍😍😢😢😢😢❤️❤️💖🤲🏻🤲🏻🤲🏻

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    1

    انقد که منو تو ب زنده بودن امیر امید داریم انگار که بچمونه😂

    ۲ سال پیش
  • Ftm

    1

    اخه میخام برگرده پیش مهوا آرش بسوزه😁🤗💖💔

    ۲ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    😄😄

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    1

    حامی و حنانه بهم میان😍😍مهوا به آرش میاد😍عالی بود مرسی نگار جونم 💋❤️

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    2

    نگارجون کی معلوم میشه چی به چیه خیلی رازداره این رمان مغزمون نمیکشه اصلا😭یکم شادش کن یه عروسی بشه بچم ارشم حالش بده دیگه اونم تیکه نمیندازه به مهوا یکم بخندیم فاز افسردگی گرفته شکست عشقی خورده هی😭

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    1

    اینا که ب هم علاقه مند نباید بشن من واقعا دوست دارم امیر بیاد

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    1

    نه من دلم میخواد ارش ومهوا بهم برسن

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    1

    این ممکنه قضیه به ماجرایی که حامی قاتل شدمربوط باشه دیگه هرچی که بودفک کنم سرمهوابودیادم نمیاددقیق

    ۲ سال پیش
  • م

    0

    شاید این آشنا که کلید داشته سهند باشه کلیدواز مادر مهوا برداشته بعدهم با دشمن های الیاس همدست شده،حامی اون موقع زندان بوده

    ۲ سال پیش
  • Ftm

    1

    جالب شد از این به بعد باز هیجان داریم😁💖❤️

    ۲ سال پیش
  • Ftm

    2

    واقعا خیلی عجیبه چرا فلشو داده به آرش شاید ارش درست میگه فک میکنن امیره یعنی قبلا چه اتفاقایی افتاده براش😢🧐💔

    ۲ سال پیش
  • Ftm

    1

    احتمال میدم امیر موقعی پیداش بشه که آرش عاشق مهوا شده😂💔

    ۲ سال پیش
  • Ftm

    1

    فک کنم یه چن صد پارتی بگذره تا عاشق شدن اینا رو ببینم نگار جون تعداد پارتو ممنون میشم بیشتر کنی😢😍💖❤️😟

    ۲ سال پیش
  • Ftm

    1

    شاید امیر قایم شده تا از این قضیه تهدید اینا دور باشه و نقشه ای چیزی داره

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    0

    🧡🤎💛💚🩶🤍❤️💜💙💙🩵

    ۲ سال پیش
کپی شد!