پارت چهل و نهم :


سورن خیلی خشک مقابلش ایستاده بود. انگار منتظر بود که از او نظری درمورد ظاهرش بگیرد!
- اومدم دنبال دوره‌ی آموزشیم!
نیلی ابرویی بالا پراند.
- فکر کنم جدی جدی مشتاق موسیقی هستی!
- نه فقط چون هزینه‌ی دوره رو کامل پرداخت کرده بودم. وگرنه تو نباشی بقیه هستن!
گند زده بود... اما ارزشش را داشت! حداقل فهمید نیلی توی عصبانیتش هم زیباست...
- شماره حساب بدید براتون واریز کنم.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۰۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • بنفش علی

    1

    منوچهر کجایی ببینی پسرت داره عذر خواهی میکنه😏😂

    ۳ ماه پیش
  • نازنین

    1

    دیقا سورن و نیلی مثل دیو و دلبرن بلاخره سورن با جادوی نیلی تبدیل به شاهزاده جذاب میشه امیدوارم زودتر سورن بچشه ببینیم چه طعمیه 😊🤩

    ۴ ماه پیش
  • asall

    3

    عذرخواهی؟!!! جای بابات خالیه واقعا😏😂

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🤣🤣🤣

    ۱ سال پیش
  • Via

    5

    اگه همایونفرها ولیعهدشون رو پیش نیلی ببینن خودشون خودکشی جمعی میکنن

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    این رفتارهای سورن تو ذهن هیشکی عبور نمی‌کنه قطعا

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۱ سال پیش
  • لونا

    1

    نحوه احساسات شخصیتاش عالیه هیجاناتش عالیههههه

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خوشحالم دوسش داری😍

    ۱ سال پیش
  • لونا

    0

    یعنی سورنا پیش نیل زمین تا آسمون فرق داره تا اگه پیش یکی دیگه باشه خیلی دوست دارم بدونم نیل قراره دزدیده بشه یا نه...

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۱ سال پیش
  • دلارای

    0

    سورن خیلی خیلی پیش نیلی کیوت میشه ؛ همیشه دوست داشتم بدونم نویسنده ها اینقدر قشنگ عشق رو مینویسن؛ خودشون تجربه اش کردن • آزاده تو عاشق شدی تا حالا که اینقدر قشنگ مینویسی؟؟

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    سابقه کشت و کشتارم دارم مگه نمی‌بینی چقدر زیاد درمورد صحنه های جنایی می‌نویسم؟😂

    ۱ سال پیش
  • Roghayyeh

    0

    اگه نیلی رو تعقیب کنن و بدزدنش چی پس چرا سورن براش محافظ نذاشته

    ۱ سال پیش
  • Nana

    0

    سورن گوگولی مگولی چقد پیش نیلی خوبی تو

    ۱ سال پیش
  • حدیث

    0

    اووو چه قشنگ اعتراف کرد نه انگاری سورنم جدی جدی عاشق شد🥹🥹

    ۱ سال پیش
  • Setareh

    1

    واییییی چه اعتراف قشنگی کرد😍♥️

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    😍🌻

    ۱ سال پیش
  • فاطمه علی‌آبادی

    0

    اینکه صد در صد پیش نیلی یه آدم دیگه ست خیلی برام جالبه. این دقیقاً همون ناخودآگاهشه. همونی که دوست داشت حاجی فیروز باشه همونقدر نرم و لطیف که ساده حرف می زنه، ساده تقاضا می کنه و ساده عذر می خواد. بعد همین آدم تا اون حد هم بی رحمه. ساختن شخصیت چند بعدی خیلی سخته و تو موفق شدی آزاده🤩🤩❤️❤️💋💋🤓🤓

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی فاطمه جانم🥺💚 اینکه یه خوش قلمی مثل تو سورن رو دوست داره خیلی خوشحالم می‌کنه😍

    ۱ سال پیش
  • ایلما

    1

    میکائیلم آدم بدی بنظرنمیاد ولی اشکان حسابش با بقیه فرق. میکرد برای همینم کشتنش 😒🙁

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    دیگه الان فقط فاتحه مع یقرا صلواااات💔💔💔

    ۲ سال پیش
  • ماندانا (فن منوچهر)

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    دیگه انقدر همه هی گفتید اشکان که عذاب وجدان گرفتم آقااااا

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    خدایش اگه اشکان بود یه شب مو رو از ماست میکشید ای میکائیل خیلی آرام آرام کار میکنه اگه اشکان بود الان با لباس های مبدل روی سر شکار بودن😍🥺

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    میکائیل خونسرده😁

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    آزاده جونم پارت نیست 🥺🥺

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اشتباهی صورت گرفته بود عذرخواهی می‌کنم عزیزم💚💚💚درموردش اطلاعیه می‌ذارم

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    قربونت بشم فدای سرت❤️❤️کم پیدای آزاده جونم حالت خوبه؟ ایشالله خوب باشه عزیزم ❤️💋

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قربونت جانم🤩💚

    ۲ سال پیش
کپی شد!