پایلوت به قلم سمیرا حسن زاده
پارت صد و پنجاه و هفتم :
با عجله گفتم:
- نه بخدا، از اون نترسیدم، من به اون اعتماد دارم، میدونم دست از پا خطا نمیکنه، بیشتر از این میترسیدم که نکنه حرفهای تو درست از آب دربیاد، باورش سخت بود برام، همش با خودم میگفتم اون موقع من با دل کوروش چیکار کنم، چطور عشقش رو پس بزنم که عذابش نداده باشم.
لبخندش عمق گرفت.
- یعنی تو الان به پس زدن عشق کوروش فکر میکنی؟
مصمم نگاهش کردم.
- چرا نکنم.
به
مطالعهی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...
زهرا
0عالی خسته نباشی نویسنده خوشقلم 😘