پارت بیست و یک :


-دارم می‌آم... نری جایی.
-نه!
-کلید ندارم‌ها!
تاکید کرد تا دختر را سر دوراهی قرار دهد.
-باشه!
نهال زودتر قطع کرد نگاهی به صفحه خاموش کرد این نهال با نهال چشم درشت کرده‌ی دیشب فرق داشت انگاری!
چهارراه چراغ قرمز پشت ماشین مدل بالایی توقف کرد هنوز فکر نهال بود که با دیدن دختری که با حرص از ماشین جلویی پیاده شد نگاهش زوم همان نقطه شد، دختر عصبی بود موهای رنگ شده‌اش ا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!