پارت سیصد و بیست :

-اگه می‌خواستم پولی بگیرم که اهوراخان سُر و مُر و گنده جلو روم نشسته بود. چه کاریه واسه خاطر من تو زمینت رو بفروشی؟
در ادامه‌ی حرف من اهورا حرص زد:
-بعدشم الان عالم و آدم فکر می‌کنن جنابعالی مردی. چجوری می‌خوای بفروشی اون وامونده رو؟ بگیم مرده از تو گور در اومده زمینش رو معامله کرده؟
بیچاره فهمید حرفش زیادی به ربط بوده و فقط محضِ جلبِ توجه من گفته. دوباره سرش به زیر افتاده و د

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۶۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️