گیلدا به قلم مرضیه اخوان نژاد
پارت سیصد و بیست :
-اگه میخواستم پولی بگیرم که اهوراخان سُر و مُر و گنده جلو روم نشسته بود. چه کاریه واسه خاطر من تو زمینت رو بفروشی؟
در ادامهی حرف من اهورا حرص زد:
-بعدشم الان عالم و آدم فکر میکنن جنابعالی مردی. چجوری میخوای بفروشی اون وامونده رو؟ بگیم مرده از تو گور در اومده زمینش رو معامله کرده؟
بیچاره فهمید حرفش زیادی به ربط بوده و فقط محضِ جلبِ توجه من گفته. دوباره سرش به زیر افتاده و د
لطفا صبر کنید...
