دومینو به قلم آزاده دریکوندی
پارت سی و هفتم :
فصل دوم
چشمهایش را که باز کرد، نگاهش به سقف مجلل اتاق افتاد. تقریبا دو روز بود که توی یکی از زیباترین هتلهای استانبول اقامت کرده بودند. در تمام این دو روز به ستایش فکر میکرد... به اینکه او در چه حالی است؟ نمیدانست باید این سوال را از چه کس ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
مهشید
00خوش اومدی به ترکیه سهند آرکاداش ولی دوست دخترتو دور از چشمت شوهر دادن💔😔