پارت یازده :

**
لیلا آخرین صندلی باقی مانده را عقب کشید ونشست،آرام طوری که انگار یک پر کاه روی زمین نشست.کنارش ثریا و ماهین نشسته بودند،روبه رویش ماهیر وکمی آن طرف تر مادرش،پدرش و پدر ماهیر.داشت همه چیز را آنالیز می کرد.به میز غذا نگاه کرد،دو دیس برنج وسط میز بود،خورشت قیمه،سالاد ،نوشابه،دوغ،زرشک پلو با مرغ و زیتون پرورده..انصافا مادرش سنگ تمام گذاشت بود وبابت این کمی شگُفت زده شده بود،البته که

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • مادمازل

    1

    نه 😐 ماهیر این کار و نمیکنه... اصلا لیلا دختری نیست که قبول کنه... از اونجایی که نامزد هستن نمیتونه هم شایعه دوستی راه بندازه پس میمونه همون 🤦🏻 ♀️ ای خدا... ملک خدا لعنتت کنه... پووووف

    ۶ ماه پیش
  • Mee

    0

    فکر کنم تنها کسیم که با ملک نسا موافقم

    ۶ ماه پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    وای ملک نسل یه شیطان واقعیه🧑‍🦯

    ۶ ماه پیش
  • Tinaa

    0

    امیدوارم ماهیر اون چیزی که به ذهنم رسیده رو انجام نده.

    ۷ ماه پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    نه ماهیر خیلی پسر ماهیه🥲

    ۷ ماه پیش
  • ɳαωเ

    0

    چقد ملک نسا رو مخهه کسی ک عاشق باشه هر کاری میکنه برا عشقش نمیدونم این زن چی میگذره تو ذهنش .

    ۸ ماه پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    متاسفانه فقط به فکر پول وخواسته خودش

    ۷ ماه پیش
  • زهرا

    0

    عشق چه کارا که با آدم نمیکنه🥲😂

    ۱ سال پیش
  • هانی

    0

    به نظرم ماهیر راه خوبیو در پیش گرفته،از نظر منم تنها راه همینه.امیدوارم موفق شه. مرسی فرگل جون بابت قلم زیبات🌼

    ۲ سال پیش
  • گل سرخ

    2

    روان ودلنشین

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    ای جونم چقدر ماهیر نگران لیلا😍😍دوستش دارم ❤️💋عالی بود مرسی فرگل جونم ❤️❤️خیلی بهم میان کاشکی بهم برسن 😍😍البته من نمیدونم ولی بایدبهم برسن💋❤️

    ۲ سال پیش
  • Parvaz

    0

    وای ماهیر خطرناک شد دیگه از دست ملک نسا اعصاب نمونده براش به هر دری چنگ میزنه زودتر به لیلاش برسه بدون فکر به درست و غلطش آخه ملک نسا چرا اینجوری میکنه

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    0

    🤎❤️💜💚💙🧡🩵💛

    ۲ سال پیش
  • هانا

    2

    فرگل جان خسته نباشی عزیزم رمانت عالیه

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    2

    یعنی دختر میخواد بی آبرو کنه ماهیر🙄

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️