خیال گلستان به قلم ساناز لرکی
پارت هفتاد و یک :
پرنیان مانتویش را پوشید. نمیدانست باید چگونه رفتار کند اما می دانست که باید همان موقع بالافاصله با کیان تماس می گرفته است.
از شوق برگشتن نازی منطق را از دست داده بود.
برای لحظهای به آینه نگاه کرد. رنگش پریده بود. شاید باید کمی رژ می زد. این کار را قبلا برای مهرداد می کرد. از نگاه خودش در اینه ترسید. سر به زیر برد و با عجله به سمت حیاط رفت.
دستش را روی حفاظ آهنی سرد راه پله گذاشت
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۷۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

ساناز لرکی | نویسنده رمان
قلم خوبی هم داری برای نوشتن😎😎
۲ سال پیشزهرا
0شنیدن این جمله از یه استاد همه چیز تموم خوشبختیه نظر لطفتونه 😍🥲
۲ سال پیشپریسا
2ممنون خانم لرکی دل کندن پرنیان از مهرداد خیلی لذت بخشه
۲ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
الهی
۲ سال پیشفاطمه زهرا
0پارت خوبی بود✨
۲ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
🩵🤍
۲ سال پیشzahra
1به نظرم یکی از اشتباهایی که پرنیان کرد همین بود که قبول کرد روند دادگاه رو بهم میریزه نمیشه گفت واقعا چی تو فکر مهرداد فردا پسفردا حتی نازیم میگیره باید با وکیلش اول مشورت کنه اما در کل پارت خوبی بود
۲ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
حق با شماست
۲ سال پیشسمانه
0حالا که پرنیان دل کنده مهرداد علاقمند شده ولی کاش پرنیان زیاد بهش رو نده احساس میکنم مهرداد با این کارا میخواد دوباره برا خودش جا باز کنه امیدوارم پرنیان نرم نشه
۲ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
ادما قدر داشتههاشون رو نمیدونن
۲ سال پیشماهرخ
0مثل همیشه عالی
۲ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
😘😘💜🩷❤️💝
۲ سال پیشانا
0عالی بود
۲ سال پیشزهرا
0خیلی ممنون خانم لرکی عزیز خیلی خوشحالم کردید😍🥹
۲ سال پیشآمنه
0سلام ممنون عالی بود امیدوارم اینبار انتخاب پرنیان درست باشه واینکه خدا انسان را آزاد آفریده تا انتخاب درست انجام بدهند فکر میکنم همه کارها رو به کیان بگه تا دلخوری وبی اعتمادی بوجود نیاد عالی بود
۲ سال پیشپگاه
0سپاس خانم لرکی عزیز،مثل همه ی قسمتهای قبل،عالی بود.
۲ سال پیشستاره
0عالی بود از خوندنش لذت بردم
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

زهرا
4انگار پرنیان داره ته مونده های عشقش به مهردادو بالا میاره ولی مهرداده تازه داره پرنیان رو میبینه و براش جذاب تر شده