پارت شصت و چهارم :

در کسری از ثانیه اتفاق افتاد. مهرداد و پناهی از نظرشان ناپدید شدند.
پرنیان به سمت کیان که دقیقا کنارش ایستاده بود برگشت و زیرلب پرسید:
_. الان چی شد؟
کیان لبخند زد و دستانش را در جیب کتش فرو کرد.
_ الان فهمیدن که یه آدمی عین کوه پشت سر شماست و اتفاقا به قانون هم آگاهه.
پرنیان با تمام وجود احساس آرامش کرد. واقعا برای اولین بار در زندگی احساس می کرد کسی هست که می توان روی او ح

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Setayesh

    1

    وای جونم❤️دمت گرم عزیزم🌴کیف کردم

    ۲ سال پیش
  • ستاره

    0

    چقدر حال کردم با خوندن این قسمت. فقط منتظر اون روزی بودم که بهت و ناباوری رو تو قیافه مهرداد ببینم چون حقشه

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    شاید نزدیکه ۲۰ باره دارم این پارتو میخونم و هنوز هم با حسادت مهرداد ذوق میکنم اصن جوری سوزوندنشو دوست دارم که انگار آب خنک روی آتیش دلم میریزن نویسنده عزیز بیشتر از این صحنه ها خلق کنید لطفا😍🥹

    ۲ سال پیش
  • fafa

    1

    هنوز مونده بسوزی پسره بی لیاقت 😏😂

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    2

    پرنیان: بانوی عروسک فروشو بیشتر دوست دارم کیان: منم همینطور.. احساس میکنم نباید از کنار این حرفش ساده گذشت یه جور نشونه ست 😍😌

    ۲ سال پیش
  • سمانه

    0

    وای دلم داره از حرص خوردن مهرداد خنک میشه دست گلتون درد نکنه عالی بود

    ۲ سال پیش
  • پگاه

    0

    اوفییییی

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    1

    بهترین روندی بود که میشد رمان رو جلو برد الحق قلمتون بینظیره❤️

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    طبیعیه دلم با دیدن حرص و حسادت مهرداد حسابی خنککککک شد😎

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    خیلی خیلی زیبا بود ممنون ازتون❤️😍

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    واوووو کیف کردم واقعا این یکی از بهترین پارت ها بود دیدن حسادت و غیرت مهرداد ورای تصوراتم بود🥹😍

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    مطمئنن الان میگین چقدر روانی ولی خب بمیرم واسه حسودی مهرداد🥹😂

    ۲ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    الهی قشنگم

    ۲ سال پیش
  • انا

    0

    عالی بود

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️