پارت شصت و یک :

مهرداد دستش را رها کرد. پرنیان ناخوآگاه کمی به عقب متمایل گشت و وقتی به زحمت توانست تعادلش را حفظ کند به سرعت بازویش را با دست گرفت تا شاید کمی از درد را بکاهد.
- عجب پس واسه‌ی اینه که زن آروم و سر به زیر من این‌طوری جسور شده! یه نفر یادش داده که چی‌کار کنه!
کیان یک قدم به سمت او برداشت و از سر احتیاط به پرنیان نگاهی انداخت و وقتی از خوب بودن حال او خاطرجمع شد بدون این‌که جواب مهرداØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نرگس

    1

    نمیدونم چرا ولی من نمیتونم از مهرداد متنفرم باشم شاید چونکه شبیه کسی که دوسش دارم ولی خیلی خوشحالم که دیگه پرنیان دوسش نداره یه حس ارامش داره ارامشی که دیگه کسی نمیتونه خرابش کنه

    ۲ سال پیش
  • پگاه

    1

    خیلی خوب بود ،خدا رو شکر که پرنیان بلاخره دلش یه سره شد.

    ۲ سال پیش
  • fafa

    3

    فکر نمی کردم بتونم از آدمی که توعمرم ندیدمش وحتی وجود ندارد انقدر متنفر بشم😂

    ۲ سال پیش
  • سمانه

    0

    واقعا خوشحالم برا پرنیان که دیگه عاشق مهرداد نیست بدون مهرداد تو آرامش خواهد بود خانم لرکی عزیز ممنون به خاطر رمان زیباتون منتظر پارت های هدیه هستیم رمان به جاهای هیجانیش رسیده

    ۲ سال پیش
  • شکوفه

    0

    چه عجب دوباره غش و ضعف نکرد واسه مهرداد خداییش آنقدر که تو این رمان حرص خوردم تو رمان های دیگه این حس و نداشتن آدم و دق میدی خانم نویسنده واسه دوتا پارت هدیه هوای مارو داشته باش تا رمان های دیگه تو بخ

    ۲ سال پیش
  • پریسا

    1

    وای باورم نمیشه پرنیان دیگه مهرداد رو دوست نداره خدا کنه دوباره خام وعاشق مهرداد نشه راستی خانم نویسنده آب قند پارت های هدیه آمادس😅

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    1

    مهردادجان احتمالا خواب نما شده یاهم خدا رو میخاد هم خرما

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    اگه پارت هدیه ای که قولشو دادید هم برامون بزارید خیلی خیلی ممنونتون میشم🥹🙏🏻

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    مرسی ازتون خانم لرکی عزیزم بی صبرانه منتظر پارت هاتون هستم 😍🥲

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    وای وایییی مهرداد چقدر تو وقیح و عوضیی عوض اینکه بگه من اینهمه اذیتت کردم بی دردسر طلاقت میدم ببین چقدر خون به دلش میکنه

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️