خیال گلستان به قلم ساناز لرکی
پارت پنجاه و یک :
مدتی بود که در لابی هتل بودند و میدانست بیش از این نمیتواند آنجا بماند. خانهای که داشت کاملا خالی و مخروبه بود. جای دیگری به ذهنش نمیرسید لاجرم به سمت زن برگشت و گفت:
- شرمنده هر چی زنگ میزنم همسرم جواب نمیده، میشه یه لحظه دخترم بمونه تا بتونم یه چند تا زنگ بزنم و یه فکری کنم.
زن لبخندی زد و گفت:
- معمولا این کار رو قبول نمیکنیم، اما احساس میکنم شرایط بدی دارید.
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
م.ر
2ممنون بابت پارت هدیه طولانی بود آخر امیدوار م مهرداد چوب حماقتش بخوره
۲ سال پیشلیلا
3رمان خیلی قشنگی ولی اینقدر مظلوم بودن هم خوب نیست
۲ سال پیشماهرخ
0عالی مثل همیشه
۲ سال پیشپگاه
0مثل همه قسمت های قبلی عالی بود و مهیج
۲ سال پیشفاطمه زهرا
1ممنون بابت پارت هدیه...خیلی پارت قشنگی بود...دیالوگای خیلی تاثیرگذاری داشت:)کیان خیلی شخصیت متین و باوقاری داره به عنوان یه مرد🫠
۲ سال پیشمحیا
0مرسی بابت پارت هدیه نویسنده جان
۲ سال پیشنسترن
0دستت طلا بانو
۲ سال پیشسمانه
0ممنون بابت پارت هدیه از تصمیم پرنیان خوشحال شدم امیدوارم از تصمیمش برنگرده و مهرداد رو برا همیشه ترک کنه و بعدها یه زندگی عاشقانه با کیان داشته باشه و مهرداد هم حسرت زندگی با پرنیان رو داشته باشه
۲ سال پیشزهرا
0وایییی کیاااااان انقدری که عاشق این پارتم و خوندمش کل رمان رو انقدر دقیق نخوندم🥹 لطفا بیشتر از کیان بزارید اصلا همه رمان بشه کیان و پرنیان چه عالی میشه😍
۲ سال پیشسوگند
0افرین به پرنیان ممنون بابت پارت هدیه🥰
۲ سال پیشSetayesh
0واقعا ممنونم از این لطف و محبتتون❤️ و از این تصمیم جدید پرنیان خیلی خوشم اومده امیدوارم همین روال رو ادامه بده و زندگیش رو بسازه😇
۲ سال پیشنازنین
2وایییی خیلی ممنون خانم لرکی خیلیییی ممنون که به خواسته ما اهمیت دادید😍
۲ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
اگه شما نباشید نوشتن من معنایی مداره
۲ سال پیشملیکا
0وای بیصبرانه منتظر تصمیم پرنیانم 😍😍😍
۲ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
عزیزم
۲ سال پیشانا
1ممنون واسه پارت هدیه
۲ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
❤️❤️❤️
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

لیلا
4هیچوقت نباید همسرش رو ببخشه حتی به خاطر دخترش درواقع مهرداد رفته دنبال هوسش وباید چوبش روبخوره