پارت پنجاه و یک :

مدتی بود که در لابی هتل بودند و می‌دانست بیش از این نمی‌تواند آن‌جا بماند. خانه‌ای ‌که داشت کاملا خالی و مخروبه بود. جای دیگری به ذهنش نمی‌رسید لاجرم به سمت زن برگشت و گفت:
- شرمنده هر چی زنگ می‌زنم همسرم جواب نمی‌ده، می‌شه یه لحظه دخترم بمونه تا بتونم یه چند تا زنگ بزنم و یه فکری کنم.
زن لبخندی زد و گفت:
- معمولا این کار رو قبول نمی‌کنیم، اما احساس می‌کنم شرایط بدی دارید.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • لیلا

    4

    هیچوقت نباید همسرش رو ببخشه حتی به خاطر دخترش درواقع مهرداد رفته دنبال هوسش وباید چوبش روبخوره

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    2

    ممنون بابت پارت هدیه طولانی بود آخر امیدوار م مهرداد چوب حماقتش بخوره

    ۲ سال پیش
  • لیلا

    3

    رمان خیلی قشنگی ولی اینقدر مظلوم بودن هم خوب نیست

    ۲ سال پیش
  • ماهرخ

    0

    عالی مثل همیشه

    ۲ سال پیش
  • پگاه

    0

    مثل همه قسمت های قبلی عالی بود و مهیج

    ۲ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    ممنون بابت پارت هدیه...خیلی پارت قشنگی بود...دیالوگای خیلی تاثیرگذاری داشت:)کیان خیلی شخصیت متین و باوقاری داره به عنوان یه مرد🫠

    ۲ سال پیش
  • محیا

    0

    مرسی بابت پارت هدیه نویسنده جان

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    0

    دستت طلا بانو

    ۲ سال پیش
  • سمانه

    0

    ممنون بابت پارت هدیه از تصمیم پرنیان خوشحال شدم امیدوارم از تصمیمش برنگرده و مهرداد رو برا همیشه ترک کنه و بعدها یه زندگی عاشقانه با کیان داشته باشه و مهرداد هم حسرت زندگی با پرنیان رو داشته باشه

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    وایییی کیاااااان انقدری که عاشق این پارتم و خوندمش کل رمان رو انقدر دقیق نخوندم🥹 لطفا بیشتر از کیان بزارید اصلا همه رمان بشه کیان و پرنیان چه عالی میشه😍

    ۲ سال پیش
  • سوگند

    0

    افرین به پرنیان ممنون بابت پارت هدیه🥰

    ۲ سال پیش
  • Setayesh

    0

    واقعا ممنونم از این لطف و محبتتون❤️ و از این تصمیم جدید پرنیان خیلی خوشم اومده امیدوارم همین روال رو ادامه بده و زندگیش رو بسازه😇

    ۲ سال پیش
  • نازنین

    2

    وایییی خیلی ممنون خانم لرکی خیلیییی ممنون که به خواسته ما اهمیت دادید😍

    ۲ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    اگه شما نباشید نوشتن من معنایی مداره

    ۲ سال پیش
  • ملیکا

    0

    وای بیصبرانه منتظر تصمیم پرنیانم 😍😍😍

    ۲ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    عزیزم

    ۲ سال پیش
  • انا

    1

    ممنون واسه پارت هدیه

    ۲ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    ❤️❤️❤️

    ۲ سال پیش
کپی شد!