تاریکترین سایه به قلم فاطمه مهدیان
پارت هفتاد و پنجم :
به دقت به حرفهایم گوش داد. به سمتم برگشت و گفت:
_ما از تیمارستان پیگیری کردیم اونا ادعا میکنند بیماری به نام و فامیلی ما نداشتند!!!.محل کار همسرتون هم چک کردیم ایشون واقعا در شرکتی که میفرمایید کار میکردند…!. من به دنبال حقیقت هستم و انتظار داشتم از زبان شما بخشی از حقیقت رو بشنوم.
قاشق و چنگالش را درو بشقابش رها کرد.با گامهای بلند و بدون هیچ حرفی از پلههای گوشه سالن بالا
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
