پارت هفتاد و پنجم :

به دقت به حرف‌هایم گوش داد. به سمتم برگشت و گفت:
_ما از تیمارستان پیگیری کردیم اونا ادعا می‌کنند بیماری به نام و فامیلی ما نداشتند!!!.محل کار همسرتون هم چک کردیم ایشون واقعا در شرکتی که می‌فرمایید کار می‌کردند…!. من به دنبال حقیقت هستم و انتظار داشتم از زبان شما بخشی از حقیقت رو بشنوم.
قاشق و چنگالش را درو بشقابش رها کرد.با گام‌های بلند و بدون هیچ حرفی از پله‌های گوشه سالن بالا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!