پارت پنجاه و هفتم :


شبانه مرحله دوم را نگریست به ریحان که داشت با عجله آشپزی می‌کرد از قیافش معلوم بود که مضطرب است دلش می‌خواست به او بگوید که آرام باشد همه چیز تحت کنترل است و اگر درست پیش برود ممکن است نه تنها به آرزویش برسد بلکه کلید رهایی همه دخترهای این جهنم باشد
یک ساعتی طول کشید؛ مراحل درست کردن ته‌چین...
شبانه از دیدن یزدان که توی بخش مربی نشسته بود جا خورد نمی‌دانست در نبودش چه اتفاقی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • تارا

    0

    سلام رمان راز میراث را کجا می تونم بخونم.

    ۲ ماه پیش
  • مینا

    0

    نخون پارتگذاری متوقف شده

    ۴ هفته پیش
  • غزال

    1

    وای وای وای استرس دارم

    ۴ ماه پیش
  • مهسا

    2

    ریحان فقط به مهراد میااااد

    ۶ ماه پیش
  • GOLBARG

    0

    وای یعنی اخرش چی میشه

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا

    2

    قلممت مانا خانم لرکی علی دستت طلا🥰🥰😘😘

    ۱ سال پیش
  • برکه

    1

    عالی بود

    ۲ سال پیش
  • Syt

    4

    برای ریحان بیشتر از خودم وقتی دانشگاه قبول شدم خوشحالم😂

    ۲ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    مبارکت باشه

    ۲ سال پیش
کپی شد!