راز شبانه به قلم ساناز لرکی
پارت پنجاه و هفتم :
شبانه مرحله دوم را نگریست به ریحان که داشت با عجله آشپزی میکرد از قیافش معلوم بود که مضطرب است دلش میخواست به او بگوید که آرام باشد همه چیز تحت کنترل است و اگر درست پیش برود ممکن است نه تنها به آرزویش برسد بلکه کلید رهایی همه دخترهای این جهنم باشد
یک ساعتی طول کشید؛ مراحل درست کردن تهچین...
شبانه از دیدن یزدان که توی بخش مربی نشسته بود جا خورد نمیدانست در نبودش چه اتفاقی
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
مینا
0نخون پارتگذاری متوقف شده
۴ هفته پیشغزال
1وای وای وای استرس دارم
۴ ماه پیشمهسا
2ریحان فقط به مهراد میااااد
۶ ماه پیشGOLBARG
0وای یعنی اخرش چی میشه
۱۱ ماه پیشزهرا
2قلممت مانا خانم لرکی علی دستت طلا🥰🥰😘😘
۱ سال پیشبرکه
1عالی بود
۲ سال پیشSyt
4برای ریحان بیشتر از خودم وقتی دانشگاه قبول شدم خوشحالم😂
۲ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
مبارکت باشه
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

تارا
0سلام رمان راز میراث را کجا می تونم بخونم.