پارت هشتاد و هشتم :

یه دوش گرفتم و موهامو خشک کردم روی صندلی مقابل میز آرایش نشستم و به چهره بی حوصله خودم نگاه کردن :
- چرا از اتاقش نمیاد بیرون؟
پاشنه پامو گذاشتم روی صندلی و سرمو تکیه دادم به زانوم
- از دیشب ندیدمش.
لبام آویزون شد و بی حوصله انگشتمو روی ناخن پام کشیدم
- چرا انقدر دیر به دیر میبینمش.
اخم کردم و زیر لب گفتم :
- فلورا هم بی سر و صداست. باید بهش سر بزنم؟
صدای در اومد،

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۴۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • نیلوفر آبی

    0

    اونی که باهاش میره لئون ممنون عالیه

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    1

    دیگه آرایش نداشته بوسیدت امشب دیگه کار تمومه😅🤨

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    مطمئنم خوده لئونه شیطون حالا که اعتراف کرده دوستش داره نمیزاره با یکی دیگه بره که😁😎❤️😍وایییی عالیییی بود مرسی حانیا جونم ❤️

    ۲ سال پیش
کپی شد!