عشق معکوس به قلم مرضیه نعمتی
پارت هفتاد و سوم :
دستم را گرفت و مرا روی زمین انداخت و فریاد زد:
ـ دیشب همین آقا پشت تلفن بود؟
رها شده روی زمین و با رنگ و رویی پریده نگاهش کردم. تایید کردنم مساوی بود با تایید دروغگوییام. به ناچار با صدایی لرزان گفتم:
ـ رامین تو داری اشتباه میکنی! من با مانی...
فریاد زد:
ـ پرسیدم دیشب همین آقا پشت خط بود؟
خودم را جمع کرده بودم و کم کم داشت اشکهایم سرازیر میشد. بد جوری احساس

لطفا صبر کنید...

زهرا
0عالی ممنونم نویسنده عزیز