عشق معکوس به قلم مرضیه نعمتی
پارت پنجاه و ششم :
به آشپزخانه رفتم و خودم را با درست کردن شام سرگرم کردم که صدای باز شدن در را شنیدم. سرم را به سمت در چرخاندم و رامین را دیدم که داخل شد. خیلی خسته بود و زیر چشمانش گود افتاده بود. با دیدن من سلام آرامی کرد و به سمت اتاق خواب رفت. نمیدانستم این رفتار را باید حمل بر عزادار بودن کنم یا طلاق نگار و مزاحم بودن خودم. از آشپزخانه بیرون رفتم و داخل اتاق شدم. در حال باز کردن دکمههای لباسش بود. چ
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
رامین مرد درونگرا و منطقیه ایه. عمرش رو با مطالعه درس وکتاب گذرونده و از اونجایی که در خانواده ای بزرگ شده که به واسطه
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
دو برادر فضای خونه مردونه بوده خیلی با روحیات خانما آشنایی نداره و سعی داره همه چیز رو با عقل و منطق حل کنه و این انتظار هم از مژده داره.
۲ سال پیشآمنه
0سلام نویسنده جان عالی بود من فکر کردم مژده دختر عاقلی باشه واحساس میکردم آرام شده حالا اگه اومدن میخوان رامین با خودشون ببرن تازه اگه احساسی باشه رامین خودش میرفت دیگه حاج آقایی نیست نباید دعوا میکرد
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
سلام عزیزم. ممنونم. مژده ضعف شخصیتیش اینه که تند مزاجه و زود از کوره در می ره. دختر دانایی نیست و به قول معروف عقلش به زندگی نمی رسه. حالا هم با یه بحران تو زندگیش مواجه شده و
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
با توجه به سن پایین و نداشتن مهارت و تجربه لازم از پس مدیریت زندگیش بر نمیاد. تو پارتای بعدی اینها براش پر دردسرتر هم میشه.
۲ سال پیشاکرم بانو
0وای مژده بااین کارش باعث دوری بیشترش ازرامین میشه
۲ سال پیشاسرا
1پسرخاله لازم نیست خواستگارت باسه مانی برای این حالم رامین خوبه🙏💋💞
۲ سال پیشسوگند
3عالی 💞 بیشتر پارت بزارید😉
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مهسا
1درسته که مژده گاهی کارها و حرفاش بچه گانه ست؛ ولی رامین هم با وجود ده سال بزرگتر بودن، اصول همسرداری رو بلد نیست. به جای آروم کردن همسرش، کاری می کنه که بیشتر کینه بگیره از خود رامین و نگار! 😑