رویای آشفته به قلم سمیه هرمزی
پارت شصت و هشتم :
به پهلو که میچرخد اندام مردی کنار پنجره او را میترساند.هینی میکشد و کوروش به صدایش بر میگردد.نگاهش مستقیم در چشمان زیبای دختر اما فکرش مغشوش است.میپرسد:بهتری؟
مینشیند.
-وقت رفتنه؟
سوالش را با سوال جواب داده و کوروش بیحوصله است.جلو میرود .از مچ دست دختر میگیرد و او را با خود میکشد.
-دستم شکست چه کار می کنی؟!
به مبل اشاره میکند تا بنشیند.خودش هم مبل رو به
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
ماهک
0دلم برای کوروش و مهر آیین تنگ شده بود
۲ سال پیشستاره
0چه باحالن اینا😉😉دخترهمسایشون گندمک خانم آخرکاردستشون میده 😂😂😂
۲ سال پیش
سمیه هرمزی | نویسنده رمان
همسایهی فضول همه جا هست😜
۲ سال پیشNarges.g
7خیلی خوشحال شدم که پارت جدید رو دیدم.. دلمون برای قلم قویت تنگ شده بود شروع دوباره ی رمان مبارکه ، خوش برگشتی❤️🌹
۲ سال پیش
سمیه هرمزی | نویسنده رمان
ممنونم
۲ سال پیشمهین
4سلام وخسته نباشید ممنون که پارت جدید گذاشتین و دوباره برگشتیم
۲ سال پیش
سمیه هرمزی | نویسنده رمان
ممنون از همراهی شما
۲ سال پیش
سمیه هرمزی | نویسنده رمان
ممنون از همراهی شما
۲ سال پیشمریم گلی
5شروع دوباره رمان رو تبریک میگم ،دلمون برای نویسندمون و رمان قشنگش حسابی تنگ شده بود ،همیشه پایدار باشی عزیزم ♥️💓♥️
۲ سال پیش
سمیه هرمزی | نویسنده رمان
ممنون از نظرات قشنگتون.رمان با سرعتی کمتر شاید پیش بره اما حتما ادامه خواهد داشت
۲ سال پیشنسترن
0بیست 💜💓💜
۲ سال پیشAa
1👏👏👏🙏🌹
۲ سال پیشساناز
1💚💛❤️🩵💜💙🤎🧡
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

رویا
2خیلی جذابه داستان