دومینو به قلم آزاده دریکوندی
پارت یازده :
تینا دلشکسته و عصبانی بود. به نظرش سهند بزرگترین نامردی را در حقش کرده بود و جشن تولدی که میتوانست بهترین باشد را دقیقا به بدترینشان مبدل کرد! غرورش در مقابل کیارش و مینا از بین رفته بود و از شب گذشته آنقدر به انتقام از سهند فکر کرده بود که مدام سرش درد میکرد. واقعا فکرش را هم نمیکرد کسی از طبقهی متوسط و یا پایین جامعه بخواهد خودش را برای او بگیرد! خوب میدانست که سهند به خاطر شرای
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۲۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
Roghayyeh
1نیمه گمشده ویولت سهنده؟؟
۱ سال پیشهدی
1یعنی ممکنه اون بچه سهند باشه؟
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
در پارت های بعدی مشخص میشود😅
۲ سال پیشمهشید
0آخ منوچهر آخ که حتی دخترت رو هم مجبور کردی معلم بشه
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
برای اینکه خودش رو تو چشم مردم خوب جلوه بده🙁
۲ سال پیشم
0مثل همیشه عالیه کار آزاده ،تازه میخواستم نسخه آفلاینشو بخونم که متوجه شدم قراره ویرایش بشه آنلاین بیاد
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ممنونم ازت عزیزم💋پس واقعا خوشحالم که نسخه قدیمی رو نخوندی😅امیدوارم تا انتها از دومینو لذت ببری💚💚💚
۲ سال پیشنیلدا
1تینا و ستایش ؟ فکر کنم توی اولین جلسه ادبیات تینا مو های ستایش رو بکشه و جیغ جیغ کنه سرش
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
بعید نیست🤭
۲ سال پیشلیلا
0ستایش و تینا😂
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خوش اومدی به دومینو عزیزم💚
۲ سال پیشمهلا
0💜💜
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۲ سال پیشساناز
1❤️💜💙🩵💚🤎🧡💛
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۲ سال پیشنسترن
2تینا و ستایش چه شود😁
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ سال پیشmoon
4اوه اوه ستایش و تینا در یک قاب 🥴😂
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خدا عاقبتشون رو بخیر کنه😆
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...
دینا
3من چرا حس میکنم گم شده ب ویولت سهنده