عشق معکوس به قلم مرضیه نعمتی
پارت دوازده :
به پدرم که سرش را به علامت تایید تکان میداد، نگاه کردم. حاج آقا نادری نمیدانست پدرم بعد از شهادت عمو سعید برای زنعمو فرحناز و دخترهایش هیچ کم نگذاشت و زنعمو همیشه از این بابت ممنون و سپاسگذارش بود. خوب یادم بود زمانی که دوم دبیرستان بودم برای نسرین خواستگار خوبی پیدا شد و پدرم و عمو ناصر اولین کسانی بودند که برای مراسم خواستگاری خانه زنعمو فرحناز رفتند. بعد از این هم که خوب در مورد
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
♥️
۲ سال پیشیگانه
1عالی
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
🙏❤
۲ سال پیشZarnaz
0به به رامین و مژده فکر کنم خیلی بهم بیان😍😍عالی بود مرسی مرضیه جونم ❤️
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
🥰❤
۲ سال پیشزینب
2فکر کنم نقش اول داستان اومد
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
👌❤
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

طاهره
0قشنگه