میراث هلیوس(جلد دوم) به قلم نگار بنی هاشمی
پارت هفتاد و ششم :
اما قلبی که سوراخ شده بود هرگز قابل درمان نبود.
رونیکا دستش را مشت کرد و از ته دل فریاد زد:
- بسته، بسته...
او برای مرگ تک تک عزیزانش خشمگین بود.
خشمگین و اندوهگین.
با عصبانیت از جا برخاست و با خشونت اشکهایش را پاک کرد.
- این بازی رو تمومش میکنم.
در میان هیاهوی مبارزه جناب تاریگو را جستجو کرد و به چند ثانیه نکشیده او را یافت.
ب

لطفا صبر کنید...
نیلوفر آبی
0وای طفلی رونیکا امیدوارم موفق شن ممنون عالیه