پارت پنجاه و هشتم :

***
اسفند 1401
با قدم‌هایی محکم و ذکر نام خدا دستگیره‌ی دربی که به گفته‌ی سرهنگ، مجرم در آن است، میخواباند و نگاه کنجکاوش را در اتاق میگرداند. نیاز به تلاش زیادی نیست، در لحظه‌ی اول چشمش به مرد درشت هیکلی که دست و پایش به حصار دستبند و پابند درامده میخورد و با سینه صاف کردنی داخل میرود. سر مرد همچنان پایین است و تنها موهای ژولیده‌اش در تیررس نگاه دکتر پرهام موحد است.
تعلل نمیک

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۱۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من ملیکا کمانی نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

آخرین نظرات ارسال شده
  • الناز

    0

    حمیدو گرفتن اونم داره میگه آرش ابرقو کشته خودشو زده جاشششش

    ۴ ماه پیش
  • فخری

    0

    چقدر هیجانی شد ملیکا جون عالی بود خسته نباشی گلم قلم زیبات ماندگار ❤️ 🍀 ❤️ 🍀 ❤️ 🍀

    ۵ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    مررسی قربون مهرت برم من❤️😍

    ۵ ماه پیش
  • فاطیما

    1

    عالی و هیجان انگیز بود ممنون عزیزم ❤️ ❤️

    ۷ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    💋🌞❤️

    ۷ ماه پیش
  • سروه

    1

    این که دراکولا همون حمیده اول داستان و آراش تقلبیه که شکی توش نیست ولی من یه سوال برام پیش اومد اینکه ۱۴۰۱ بعد از همه ی قتلایی هست که انجام داده یا قبلش ؟ این کدوم دستگریشه؟ زمان حال چه سالیه ؟

    ۸ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    کل رمان تو سال ۱۴۰۰ هست تا اینجا فقط قسمتای بازجویی ۱۴۰۱ و بعد از قتل‌هاست😍❤️

    ۸ ماه پیش
  • ستیم

    2

    به نظرم دراکولا حمید اول قصه هستش(پارت یک)و ارش هم پسرخاله ی مهشید که مهشید باهاش به حمید خیانت کرد ،حمید ارسو کشته و اسمشو برای خودش برداشته

    ۱ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    ای‌جونم مرسی از نگات قشنگت که خوندی خانم🩷💋 نمیدانممم اطلاعی ندارم😁

    ۱ سال پیش
  • شکیلا

    0

    پشماااااامممم واقعا انگار دارم ۵ تا رمان باهم میخونم باورت میشه هی میرم یادداشت میکنم که چیزی یادم نرل ؟

    ۱ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    ای خدا😂😂😂😂عاشقتم من خب دختر😍❤️ 🔥💋

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    2

    وای من دراکولا رو میخوام😜😅

    ۱ سال پیش
  • م

    1

    آرش همون دراکولاست اما اسم واقعیش آرش نیست،آرش واقعی نمیدونم کی بوده،اینم دراکولا نیست تقلبیه

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    نمیدانممم اطلاعی ندارم😁❤️

    ۲ سال پیش
  • آذر

    1

    چجوری گیر اومد این؟ آقا چیشد یهو این آرش رو کشت؟ منی که فکر میکردم آرش دراکولاعه، حتما برادرشه.وای ملیکا خیلی هیجان زده شدم مرسی ازتتتتتت عالی بود این پارت اصن عشق کردم.کاش همسن کیارزم باشه، تپش و د

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    یوهاهاها🤣😂 وای عاشقتم من مرررسی که میخونی عروووسک😍

    ۲ سال پیش
  • آذر

    3

    آقا کراش زدمممم بدجوررررررررر وای پسر تو چقد باهوش و خواستنییی ملیکا بده من این دراکولا رو با خودم ببرمش

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    میبینیی؟! خیلی خداست😂❤️

    ۲ سال پیش
  • همتا

    1

    خیلی قشنگ و هیجان انگیزه یه کوشولو لو بده تولوخدااااااا

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    ای جووونم مرسی خوشگلم❤️😍 نمدونم کههه😁

    ۲ سال پیش
  • آتوسا

    2

    در واقع اسم اصلی دوست پسر تپش رو نمی دونیم

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    شاید👀

    ۲ سال پیش
  • آتوسا

    2

    این آرشی که دراکولا کشته دوست پسر تپش نیست فک کنم 2نفر جدان.اگ توجه کرده باشید تو پارت قبلی دوست پسر تپش با اسم های مختلف خودش رو صدا زد،ی لحظه گیج شد که اسم الانش چیه!پس ما اسم دوست تپش رو نمی دونیم

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    اووو تحلیلتو دوست داشتممم😍باید منتظر ادامه‌ی رمان باشیم😌😁❤️

    ۲ سال پیش
  • صدف

    1

    اوف چه پیچیده شد

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    تیش تیش😍

    ۲ سال پیش
  • لیلا

    1

    به چشمانت می نگرم اما بی اعتنا از کنارت می گذرم و شکسته تر ازهمیشه ادامه می دهم...

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    عزیزم🥹❤️

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️