چنگار به قلم حنانه بامیری
پارت نهم :
دلش پر کشیده بود برای پژواکِ صدای سایه در تلفنش؛ برای «جانم» گفتنهای لبریز از ذوقش، یا صدای خستهاش که خستگی بزداید از تن کسری.
روزها بود در آن اتاق سردِ بیمارستان روز میگذراند و اجازۀ ملاقات نداشت. نمیدانست سُرفههایش بهتر شده، کُرونا دست ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

Helia
0بغض دارم💔💔💔💔💔