پارت دویست و هفتاد و دوم :

ابروهایم جمع شد و مبهوت نگاهش کردم.
- تو چی گفتی؟
- درست شنیدی.
با تمام اعتمادی که به او داشتم یک آن کلی حس بد به جانم ریخت، احتمال اینکه او بدون اطلاع ایرج سراغم آمده و می‌خواهد با استفاده از این فرصت مجبورم کند به عقدش دربیایم. هنوز تردید داشتم و این فکرها برایم قابل باور نبود، دلم نمی‌خواست با قضاوت اشتباه او را برنجانم اما باید نشان می‌دادم از حرفش خوشم نیامده است. اخم کر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطی

    1

    نمیدانم باید خوشحال باشم یا غمگین..اتفاقات تمامی ندارد...خیلی ممنونم واقعا رمان خوبیه..ارزش داره وقت بزاری و مطالعه کنی

    ۱۱ ماه پیش
  • سحر

    1

    فاطمه جان منم ۱۸ ساله رمان میخونم شمارشش از دستم در رفته ولی بهتون پیشنهاد میکنم سپیدارهای آشنا ک۱و۲ کار خانم نخعی عزیزم رو بخونید اون موقع بگید البته همه کاراشون فوقوالعادست مثل خودشون

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    سپیدارهای آشنا تو این سایت نیست؟

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    1

    واقعااا من نمیدونستم که رمان دیگه ای هم دارن چه عالی😊 خانم نخعی قلمشون فوق العادست حتما میرم کتابش رو میگیرم ممنون که گفتی سحر عزیز🌹

    ۲ سال پیش
  • سحر

    0

    فوقوالعادست من تقریبا ۷ بار خوندمش ولی بازم دلم میخواد بخونمش بعد از خوندنش زمان به دو قسمت تقسیم میشه قبل از خوندن این رمان وبعدش

    ۲ سال پیش
  • فرناز نخعی | نویسنده رمان

    ای جونم به این ابراز احساسات زیبا🥰

    ۲ سال پیش
  • فرناز نخعی | نویسنده رمان

    خوشحالم که قلمم رو دوست دارید🥰

    ۲ سال پیش
  • سحر

    1

    عزیزم شما با عشق مینویسید این عشق توی رمانهاتون کاملا پیداست همین باعث اینهمه انرژی مثبت میشه

    ۲ سال پیش
  • فرناز نخعی | نویسنده رمان

    ممنون از لطفی که نسبت به من و رمان سپیدارها دارید🥰

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    3

    آخی تابان عزیزم😍😍😍 دخترها هرچقدرم یکی و تو زندگی داشته باشن باز وقتی ی مردی بهشون لطفی میکنه ته دلشون میگن کاش این شوهرم بود، چرا تابان حسی به علی نداره! امان از این فرصت سوزی ها

    ۲ سال پیش
  • فرناز نخعی | نویسنده رمان

    طفلک در عرض چند ماه اونقدر اتفاقات مختلف تو زندگیش افتاده در دلش بسته ست😢❤️

    ۲ سال پیش
  • سحر

    0

    سلام زهرا جان نه چاپ شده البته پی دی افش غیر قانونی تو بعضی از سایتا هست

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    2

    🩶💚🤍❤️💜💙🩵💛🤎🧡

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    5

    ایها الناس 😁 من چند ساله رمان میخونم یعنی تعدادش از دستم در رفته خلاصه بهتون اکیدااا پیشنهاد میکنم رمان (قرارما پشت شالیزار)😍 رو بخونید نخونید از کفتون رفته..

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    4

    اخ جون گیلی لیلیلیییی😍 وای علی تو چقدر خوبییییییییی یه دونه علی لطفا🫠

    ۲ سال پیش
  • سارا

    4

    🥲علی چ قدر مرده خداییش

    ۲ سال پیش
  • م

    4

    چرا هیچوقت به علی فکر نمیکنه تابان

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️