قرار ما پشت شالیزار به قلم فرناز نخعی
پارت دویست و پنجاه و ششم :
- چرت نگو مردک، توی این خونه زندگی میکنه.
- اشتباهی بهتون آدرس دادن. اینجا من و خواهرم زندگی میکنیم. میتونیم ثابت کنیم خواهر برادریم.
با حرفهای ایرج تازه دستم آمد که چه نقشهای دارد. ما باید کلاً حضور علی و آشنایی با او را انگار میکردیم. مرد بلند گفت:
- بیارش اینجا سرکار قریشی.
مأموری که کنارم بود مرا به طرف حیاط هل داد. با خشم گفتم:
- خودم بلدم راه برم.
بعد ی
لطفا صبر کنید...

فاطی
0ممنون عزیزم..خیلی قشنگ بود