شکار او به قلم حدیث افشارمهر
پارت هفتم :
"فلش بک"
سبد فروشگاه رو جلوی پام حرکت می دادم و از قفسه ها چیپس و پفک بر می داشتم. فروشگاه شبانه روزی بود و الان ساعت نزدیک به دوازده شب! عقربه های ساعت با تیک و تاک روی دوازده ایستاد و چندبار صدای مهیبی برای اعلام نیمه شب داد. صدای چرخ های س ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

سایا
0بابا این جا ایرانه یا نه اینا ایرانین دیگه.... ورا انقدر گیج میشم