پارت صد و پنجاه و نهم :
مریم از پسرا فاصله گرفته و به طرف ورودی سالن حرکت میکند:
- احتمالا دیگه وقتشه!
آرمان:
- به عنوان ساقدوش داماد زیادی خوشتیپ نیستم؟
شهاب:
- تا سام باشه با این وضعی که واسه خودش درست کرده کسی به تو نگاه نمیکنه نترس!
- میترسم کور شن! نوبت جشن من و مهسام میرسه. رخصت بده یه کاری کنم چش و چال همتون درآد.
- واسه تو رو حالا حالاها باید صبر کنیم.
- بعد تموم شدن این عملی
مطالعهی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
آرزو
0رمان فوق العاده جذاب و متفاوت