پارت صد و پنجاه و هشتم :

دختران بیش از پیش به تلاطم افتادند.
شیرین رو به رخشا:
- کو ببینم رژتو رخشا.
لیلا:
- ملیحه بدو شنل و به رخشا بپوشون. بدو بدو تا آقایون نرسیدن.

با توقف خودروی سام و اهورا پیش‌تر از آرمان و شهاب مریم شتابان از ورودی سالن خارج شده.
سام پس از بستن در خودرو به مریم نزدیک می‌شود. آراسته، جذاب و متفاوت. ته‌ریش‌ کوتاه او از همیشه تیره‌تر به نظر می‌رسد. جلیقه جذب کرم رنگی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا 🩷

    0

    سام⁦♡ و رخشا

    ۳ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!