پارت هفتاد :

منو حامی و لئون و شایان راهمون از هم جدا شد، سوار ماشین حامی شدم و همونطور که به روبه رو نگاه میکردم گفتم :
- فکر کنم هوا به هوا شدم...سرم گیج میره همش.
حرفی نزد و فقط به رانندگی‌ش ادامه داد.
بهش نگاه کردم و پشت چشم نازک کردم، توقع داشتم بگه منظورت آب به آبه؟ که شگردم برای باز کردن سر صحبت باهاش جواب نداد.
اَه، چقدر یوبس بود.
- ببینم تو تا به حال از خدمات درمانی آمریکا استفا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۴۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • آمینا

    0

    گونی آرد با احساس تره واقعا😅😅😅عه چیکار کردن یواشکی با دکتر؟؟

    ۲ سال پیش
کپی شد!