پارت سی و پنجم :

تنها خدا میدانست که چقدر دلتنگ این انگشتان کشیده و پنبه‌ای بود؛ انگشتانی که حالا بیش از همیشه ردی از سرما داشت!
- قرص آهنتو نمیخوری نه؟
دلش غنج زد برای این حمایت‌ها، او اما خوب یاد گرفته بود دل به این مهر بی‌دلیل خوش نکند که تنها نفسی کشید و بی‌‌مبالات سر بالا انداخت.
- نه، حالت تهوع میاره...
و بعد محض عوض شدن بحثی که زیادی داشت شبیه قبلاً‌ها میشد ادامه داد:
- نمیخوای د

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من ملیکا کمانی نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • الناز 27

    0

    چرا خان بابا نمیذاره اینا بهم برسن ازش بدم میاد اون از رودابه اینم از این دوتا مردک دیکتاتور هیتلر😣😣😣😣

    ۳ ماه پیش
  • سروه

    2

    احساسم میکنم یکی کیارزم رو مجبور کرده از تپش دل بکنه و «او» خان باباست ولی چرا🤔

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    اووو دختر باهوش من😍💋 افرین عروسک خانم💜

    ۶ ماه پیش
  • لیلا

    0

    عالی بود لذت بردم

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    مرسی عروسک خداروشکر😘💜

    ۲ سال پیش
  • Sarina

    0

    وای من یه لحظه از دیدن این پارتا شوکه شدم یعنی عشق منی تو ملیکا تو چرا اینقدر گلی ها؟🤨راستشو بگو 🤩😘💗 چرا اینقدر شخصیت ها زیاد شدن من یکی قاطی کردم ساحل کیه دیگه ؟!😂😇 مرسی بابت پارت های هدیه❤

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    منم عاشقتم خب عروووسک🥰مرسی که میخونی خوشگلم... عجله نکنید کم‌کم آشنا میشید باهاش😁💜

    ۲ سال پیش
  • پگاه رییسی

    1

    مرسی خیلی خوبه ولی موضوعات خیلی گسسته هست.

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    قربونت برم🧡اولشه عروسک.

    ۲ سال پیش
  • آذر

    0

    موافقم

    ۲ سال پیش
  • مریم گلی

    0

    چرا کیارزم با این همه عاشقی و دلواپسی قید تپش رو زده ؟قشنگ بود فقط نویسنده جان شما هم به مدیریت سایت رمان بگید این چه وضعشه ،اصلا پارت ها باز نمیشن ،ولی شوق خوندن رمان رو از آدم میگیرن ،ممنونم از شما

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    باید ببینیم چی پشت این داستانه دیگه👀👀 دورت بگردم من خب مادر چشممم

    ۲ سال پیش
کپی شد!